هی...

دلت که صاف باشه.
نگران نباش
دهنت هم حتما صاف میشه

یک مکالمه واقعی : خخخخ


- تو کیشی ؟
-- من تهرانم :|
- نه ! میگم تو کیشمیشی ؟؟!!
-- خودت کیشمیشی کصافط !!! :|
- نه منظورم اینه که تو کیش میشی ؟؟؟
-- آهااااااااا ! خواهرش هستم !!! :|

چشم انتظار

دیگر

نه افتادن برگ پاییزی ازشاخه اش برایم اهمیت دارد

نه رویش دوباره ی ان...

میروم دیگر...

درخت خشکیده را

نه چشم انتظار ابر وباران است

نه زردی خزان...

و 

نه

 سوز وسرمای زمستان...

جنگل سوخته

خشکسالی شده است...

درختان جنگل سبزم سوختند

حال من مانده ام و خاکستری از خاطرات سبز...

باغبانی پیر

دلشکسته

ازهمه ی دنیا سیر...

خدایا...

دیگر مرا باتو هم کاری نیست...

برف می بارد ..

بیرون هوا سرد است
برف می بارد
چهار گلدان
در چهار گوشه ی اتاق گذاشته ام
تا فراموش نکنم
که خاک دوباره سبز می شود

درخت پشت پنجره
فرسوده تر از آن است
که بهار را به یاد آورد...


"رسول یونان"

:(

پیـــــرمـــــرد همســـــایه آلـزایمـــــر دارد !

امـــــروز صبـــــح
بیخـــــودی شلـــــوغش کـــــرده بـــــودند !

او فقـــــط یـــــادش رفتـــــه
از خـــــواب بیـــــدار شـــــود ...

مسئول تست کردن شراب های يک شرابسازی می ميرد، مدير کارخانه شرابسازی دنبال يک مسئول تست ديگر می گردد تا استخدام کند يک فرد مست با لباس ژنده و پاره برای گرفتن شغل درخواست می دهد مدير کارخانه فکر می کند چطور اورا رد کند.

اورا تست می کنند. به او يک گيلاش شراب می دهند و می خواهند که آنرا تست کند آزمايش می کند و می گويد شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالی تپه رشد کرده و در ظرف فلزی عمل آمده است مد...
ير شرابسازی می گويد درست است

گيلاس ديگری به او می دهند اين يکی شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبی تپه رشد کرده و در چليک چوبی عمل آمده است درست است.

مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکی به منشی پيشنهادی میکند. او يک گيلاس ادرار می آورد. فرد الکلی آنرا آزمايش می کند. و می گويد بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدرش را هم خواهم گفت..