به یک سلام

دل آدم چه گرم میشود گاهی ساده به یک دلخوشی کوچک

به یک احوالپرسی ساده

به یک دلداری کوتاه

به یک" تکان سر "یعنی تورا می فهمم

به یک گوش دادن خالی بدون داوری!

به یک همراهی شدن کوچک

به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام

به یک پرسش:"روزگارت چگونه است؟"

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه!

به یک وقت گذاشتن برای تو

به شنیدن یک" من کنارت هستم"

به یک هدیه ی بی مناسبت

به یک غافلگیری:به یک خوشحال کردن کوچک

به یک شاخه گل

دل آدم گاهی چه شاد است

به یک فهمیده شدن

درست به لبخند!

به یک سلام!

به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک!!!!

وما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را از هم دریغ میکنیم و تمام محبت و دوست داشتنمان را گذاشته ایم کنار تا به یکباره همه آنهارا پس از مرگ نثار هم کنیم!.

حمیدخان

به زن حمید میگن یک بوس میدی ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگه حمیییییییید....
میگه: "بده خانم تبرکه"

رفتن یا نرفتن

"ببین مال بقیه هم رفته یا فقط مال ماست كه رفته؟" چیست؟

اولین جمله ای که موقع قطع برق، ايرانيان به زبان می آورند!

قصه های شب(1)


 یکی ازاخرین شب های فروردین ماه بود،یه پسری که مرد بود و قصه هامونم حول محور حوادث زندگی این مرد خواهد چرخیدطبق عادت همیشگی اش شبانه ساعت 12به بعد زده بود که بیرون بگرده.این مرد تو منطقه جنوب شهرش زندگی میکرد.اون شب یکی از شبای نسبتا سرد بود و دود سیگار مرد خیلی اروم تو سرما میرقصید و گم میشد. چند دقیقه که راه میرفت هربار دودستی کلاهشو میگرفت و میکشید رو گوشهایی که سرخ شده بودند.

 تواین سرما فقط باید راه میرفت،یه کم که وای میساد سرما استخوناشو به لرزه مینداخت.کم کم برفم شروع کرده بود و داشت میبارید،ساعت هم تقریبا 1 شده بود. مرد قصه امون اخرین سیگارشم روشن کردو راه خونه رو درپیش گرفت که برگرده و بخوابه! گربه ها و هرازگاهی سگ سیاه قصه رو میدید که لا به لای اشغال ها وول میخوردند و وقتی رد میشد نگاه های معنی داری میکردند.

 کوچه ی چسبیده به اتوبان رو داشت ردمیکرد که نگاهش به یه نفر افتاد که کنار دیوار بقالی محل خوابیده بود.جلو که رفت دید یه معتاده که تازه تزریق کرده و به خوابی عمیق فرورفته بود.سرنگش هم همونجور توی دستش مونده بود و برف هم داشت روشو میپوشوند.مرد قصه ی ما این پسر جوون رو میشناخت،بالاخره هم محلیشون بود. چند قدم رفت جلو ولی فکر اینکه سرما تا صبح با اون پسره چیکارا که نمیکنه مرددش کرد که بره یا نه.برگشت و پیش پسر که به خواب نئشگی فرو رفته بود نشست،خواست که بزنه رو شونه اشو بیدارش کنه اما یه ندایی قوی از ته دلش گفت که نه اون خطرناکه وهمین ترس به مرد قصه امون غلبه کرد و پاشد و به راهش ادامه داد.

 درمسیر خونه مدام به صداهای قلبش و وجدانش گوش میداد که همش سرزنشش میکردند.

 سر کوچه ی اصلیشون رسیده بود که دید مردی هراسان باپیژامه ی خاکستری و پیراهنی که دکمه هاش باز بود وبادمپایی های زوار در رفته ای از کوچه خارج شد. این مرد هراسان پدر پسرک به خواب رفته بود. مرد قصه ی ما نمیخواست به پدر بگه که پسرش اونجاست ولی در اخر گفت که پسرت اونجا خوابیده و ازبدی این ماجرا اعصابش شدیدا داغون شده بود پس سیگاری روشن کرد و زیر برف در سوسوی ضغیف چراغ های شهرداری در افق گم شد.

                                                                              17اذر91 بدترین روز زندگی مردقصه ی مابود

فایل PDF حقوق اساسی



http://4paye.ir/download/1188/1343/pdf




آمار کلی شهدای جنگ تحمیلی

آغاز هفته دفاع مقدس و جنگ تحمیلی 31 شهریور بود،بهتر بود این مطلب رو همون روزش میذاشتم ولی فراموش کردم.

با این آمار میشه گفت شجاعت مردم ایران واقعا قابل تحسین هس.حالا در نظر بگیرید منهای شیمیایی ها و جانباز ها و...

آمار كلي شهداي جنگ تحميلي تعداد ۲۱۳۲۵۵ نفر بوده كه شامل۱۵۵۰۸۱نفر در درگيري مستقيم با دشمن ، ۱۶۱۵۴نفر در حملات دشمن به شهرها  ، ۱۱۸۱۴نفر درحوادث متفرقه و ساير موارد ۹۸۸۹ نفر بوده است از اين آمار تعداد ۱۵۵۲۵۹ نفر مجرد ، تعداد ۵۵۹۹۶ نفر متأهل ، تعداد ۷۰۵۴ نفر ۱۴ ساله و كمتر ، تعداد ۶۵۵۷۵ نفر بين ۱۵ تا ۱۹ ساله  ، تعداد ۸۷۱۰۶ نفر بين ۲۰ تا ۲۳ ساله  ، تعداد ۲۲۷۰۳ نفر بين ۲۴ تا ۲۹ ساله  ، تعداد ۳۰۸۱۷ نفر ۳۰ ساله و بالاتربوده است.

تو ادامه مطلب آما شغل این افراد رو گذاشتم.

ادامه نوشته

کجایند مردان بی ادعا


31شهریور  که جنگ شروع میشه از تهران سریع نیرو میفرستن خرمشهر،وقتی میرسن اونجا میبینن یه دسته از اونا زودتر رسیده،اون دسته،دسته عاشورا بود،دسته مهدی باکری...


اینم یه خاطره کوچولو از مهدی باکری

خواهرش بهش گفته بود «آخه دخترى رو كه تا حالا قيافه اش رو نديده اى، چجورى مى خواى بگيرى؟ شايد كچل باشه.»

گفته بود «اون كچله رو هم بالاخره يكى بايد بگيره ديگه!»این یکی ازدرد های اجتماعی منه...



                                                            ادامه مطلب فقط عکسه


ادامه نوشته