10 مکان عجیب و دیدنی جهان

۱- رستوران زیر دریایی-جزیره ی رینگالی در کونراد مالدیو

۲-هتل رستوران گروتا پالازس در ایتالیا

۳-باغ قصر مارکیزی در فرانسه

۴-آکواریوم یخی در کسنوما در ژاپن

۵-رستوران آبشار ویلااسکودرو در فیلیپین

۶-هتل برفی در قطب شمال

۷-مسیر پیاده روی گلپوش در باغ کاواچی گوچی در ژاپن

۸-استخر شنای شیطان آبشار ویکتوریا در آفریقا

۹-واندرلندکالکار در آلمان

۱۰-روستای اسکیمو در ویط جنگل در فنلاند

دوستان گلم

برای توضیحات بیشتر در مورد این مکان ها و دیدن عکس های دیگر سری هم به ادامه مطلب بزنید

ادامه نوشته

هفت ويژگي افراد شاد

آيا تا به حال دقت کرده ايد که بعضي افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگي و شاد بودن توانا هستند؟ تحقيقات نشان مي دهد اين حالت ذاتي يا خدادادي نيست بلکه يک مهارت است که اين افراد ان را در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهيد مي توانيد اين مهارت را کسب کنيد و زندگي خود را لبريز از شادي و نشاط سازيد.

اشخاص شاد با زندگي همراهي مي کنند.

هر کسي تقديري در زندگي دارد و اين به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد يا با آن همکاري کند اما ايا اين حرف به اين معني است که با قسمت خود بجنگند يا با آن همکاري کند. اما ايا اين حرف به اين معني است که فرد بايد دراز بکشد و بگذارد زندگي روند خود را طي کند؟

مسلما نه! در عوض مي تواند روشي در پيش گيرد که به بهترين وجه ممکن با مسايل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در اين زمينه نشان دهد در ان صورت متوجه راه هاي جديدي مي شود و با کشف آن ها انرژي تازه اي کسب مي کند . زندگي مي خواهد شخص , تقدير و سر نوشت خود را بفهمد آيا ترجيح نمي دهيد به جاي جنگ با زندگي کنار بياييد؟

اشخاص شاد فقط مثبت نمي انديشند بلکه مثبت عمل مي کنند.

مثبت انديشي مسلما جاي خودش را دارد. براي شاد بودن بايد افکار خود را عوض کنيد. اما منتظر از راه رسيدن احساسات نباشيد. اشخاص داراي قدرت کنترل مستقيم بر چگونه عمل کردن و چگونه انديشيدن خود هستند.

اگر مي خواهيد شخص شادتري باشيد , شادمانه تر عمل کنيد. اگر مي خواهيد شخص مهربانی باشید مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنيد. اگر مي خواهيد منش دوستانه تري داشته باشيد دوستانه تر عمل کنيد. احساسات پس از عمل کردن از راه مي رسند.

اشخاص شاد آن چه را که احتياج دارند طلب مي کنند. همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمين نمي افتند, از شکايت کردن نيز چيزي عايد اشخاص نمي شود.

اگر به ظرب المثل هر چه بکاريد همان را درو مي کنيد اعتقاد داريد پس به جاي شکايت کردن به دنبال خواسته هاي خود برويد. اين اتخاب شماست. مي توانيد به همين رويه ادامه بدهيد, ديگران را متهم کنيد و همچنان چيزي عايدتان نشود يا مي توانيد خيلي راحت آن چه را که خواهيد طلب کنيد.

اشخاص شاد مشتاق تغيير هستند.

ثابت ماندن و تغيير نکردن مخالف همه قوانين طبيعت است . اگر تلاش کنيد که ثابت اتفاق بيفتيد, در اين صورت هميشه ناراحت خواهيد بود اگر اجازه بدهيد ترس از تغيير کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته هاي خود موافق هستيد شما مي توانيد بر اين باور باشيد که تغيير باعث آزار اشخاص مي شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهيد.

يا در عوض مي توانيد تغييرات را با آغوش باز پذيرا باشيد و معتقد باشيد که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد. همه اين ها بستگي به اين موضوع دارد که تصميم بگيريد کدام عقيده را باور کنيد.

اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمي دهند.

شکست به اين معني نیست که هيچ گاه به هدف خود نرسيد و يا دليلي بر دست کشيدن از هدف نيست به هدف دست نيافتن تنها يک معني دارد: شما به تمرين و تجربه بيشتري احتياج داريد و مشتاق اشتباه کردن باشيد و تسليم نشويد. اجازه ندهيد يک شکست شما را به گونه اي تحت تاثير قرار بدهد که همه تلاش هاي خود را از بين ببريد .لذت به خط پايان رسيدن را حس کنيد.

اشخاص شاد در زمان حال زندگي مي کند.

اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستيد و در کنار آن منتظر آينده نيز هستيد قادر خواهيد بود تا از فرصت ها سود ببريد. اگر با خودخوري غم گذشته را مي خوريد چشمانتان به روي امکانات و فرصت هاي حال بسته خواهد بود در عين حال نافع اينده را نيز از دست خواهيد داد .

زندگي شاد محصول زندگي کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود تکيه گاه و ضريب اطميناني براي داشتن آينده اي خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام مي دهند مي توانند آينده خود را تحت تاثير قرار دهند.

اشخاص شاد براي اينده برنامه ريزي مي کنند.

انسان هاي شاد مي دانند بايد تسلط داشتن بر زندگي را تمرين کنند و بر زندگي خود کنترل داشته باشند تا در برابر احساساتي مانند قرباني بودن يا بي دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ريزي در جهت درست انجام دادن کارها امري ضروري است نه اين که وقت خود را بر هر چيزي که توجه فرد را به خود جلب مي کند, صرف کند. براي آن چه که برايتان مهم است برنامه ريزي کنيد و تصميم بگيريد تا وقت پول انرژی و منابع محدود خود را براي آن صرف کنيد.

ارمنستان-ایروان از نگاه یک دوست

دسترسی به ارمنستان-ایروان

تبریز-جلفا-مرز زمینی نوردوز-ارمنستان-ایروان

فاصله تبریز تا نوردوز بدون توقف در حدود 6ساعت

ورود و خروج و انجام امور گمرکی در مرز دو کشور

در شرایط عادی بین 2 تا 4 ساعت

خروجی حدودا 15 هزار تومان

ویزای ارمنستان 3000 درام یا معادل 10 دلار در ازای 21 روز اقامت

1 دلار معادل 409 درام

1 درام معادل 8 تومان

ورود به خاک ارمنستان

جاده ای بسیار پر پیچ وخم با زیباییها و طبیعتی بکر-نسبتا وحشی و قابل توجه و به دور از الودگی و افتهای انسانی وصنعتی.

در کنار جاده نمادها و قبرهای متعددی به چشم میخورد.

در کنار جاده کشاورزان ومحلی ها میوه هایی نظیر سیب-زردالو-هلو و شراب دست ساز از انگور و انار می- فروشند.

ایروان در یک نگاه

ایروان شهری کوچک- جمع وجور و دوست داشتنی است. البته ایروانی که عمدتا توریستها میبینند در محدوده میدانها وخیابانهای مرکزی و ااصلی شهر قرار دارد. نظیر میدانهای جمهوری و اپرا و خیابانهای تومانیان- ماشتتس- ابویان- شمالی جنوبی- پوشکین و ...

میدان جمهوری- میدان مرکزی واصلی شهر

خصوصیات شهری

معماری جداره ها - ساختمانها و بناهای خاص به خوبی از ساختمانهای مسکونی جدا شده.

نورپردازی خوبی در شب وجود دارد.

موسیقی خوبی در شهر به گوش میرسد.

بهداشت و نظافت قابل توجه است.

ارامش و امنیت در شهر قابل توجه است.

بسییار کم ترافیک است.

قیمت مواد غذایی و خوراکی خوب و مناسب است.

هزینه کافه ها و رستورانهای خوب و با کیفیت مناسب است.

ساختمانی در یکی از خیابانهای اصلی ایروان

ساختمان اپرا

کافه رستوران

میدان جمهوری

نمای شهر ایروان از بالای پارک کاسکاد یا هزار پله

خصوصیات مردمی

شیک پوشی نسبی خانمها در ایروان

سنت گرایی نسبی در میان سنتی ها

احترام متقابل مردم نسبت به یکدیگر

حجب وحیای بیشتر مردم نسبت به روسیه

لذت بردن از زمان

لذت بردن از داشته ها و نداشته ها

در یک کلام مردمش اهل دل هستند همدیگرو باطنا" دوست دارن.


بازار ورنیساج(شنبه و یکشنبه بازار هنر و صنایع دستی)


اجرای مراسم مذهبی در کلیسای اچمیادزین-ثبت جهانی

تعدادی از سایتهای تاریخی در اطراف ایروان

کلیسای مشرف به دریاچه سوان


دریاچه سوان

معبد مهری گارنی با قدمت بیش از 2 هزار سال- ثبت جهانی

کلیسای گغارت-ثبت جهانی

مسیر ابتدایی کلیسای گغارت

سیب دندان زده در خاک غریب...



شعر سیب از بهترین های شعر نو فارسی هست که اولین بار حمید مصدق سروده و بعدها دیگران جوابیه هایی جالب بهش دادن که امروز دراینجا اوردم که بخونیدو کیفور شین


حمید مصدق
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت




اینم جوابیه ها:

فروغ فرخزاد
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت





جواد نوروزی

دخترک خندید و پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود…
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
” او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! ”
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
” مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! ”
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

 


مسعود قلیمرادی:

 

او به تو خندید و تو نمیدانستی

این که او می داند

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

از پی ات تند دویدم

سیب را دست دخترکم من دیدم

غضبآلود من نگاهت کردم

بر دلت بغض دوید

بغض چشمت را دید

دل دستش لرزید

سیب دندان زده از دست دل افتاد به خاک

و در آن دم فهمیدم

آنچه تو دزدیدی سیب نبود

دل دردانه ی من بود که افتاد به خاک

ناگهان رفت و هنوز

سالهاست که در چشم من آرام آرام

هجر تلخ دل و دلدار تکرار کنان

می دهد آزارم

چهره ی زرد و حزین دختر من هر دم

می دهد دشنامم

کاش آنروز در آن باغ نبودم هرگز

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که خدای عالم

زچه رو در همه باغچه ها سیب نکاشت؟

 



حسین اسدی


" باغ "

و من آن باغ پر از حسرت و آه

که پر از تکرارم

شاخه هایم پر سیب

و کمی غمگینم

از چه رو این همه اصرار و گناه !

تو ببین پر سیبم

دانه ای چند کجا ...

که تواند بدهد آزارم ! ؟



گفتمش رخصت چیدن بد نیست

او بگفت سخت نگیر ... چشمی نیست !

گفتمش در پی او تند ندو

او بگفت فرصت نیست

گفتمش دخترکم ، سیب خودت را به دهان محکم گیر

او بگفت دست و دلم با هم نیست

گفتمش سیب بگو ، غرق به خاکی تو چرا

او بگفت زخم تنم را که دگر مرهم نیست

گفتمش اشک دگر لرزش تو بهر چه بود

او بگفت بغض شکسته که دگر با من نیست



لحظه ای چند سکوت

خش خش برگ درختان تو بگو ، حاجت بود ؟

تو که با هر قدمش نالیدی ! ! !

کوچه از دور به ما لبخند زد

کوچه ها عادت دیرینه ی رفتن دارند



و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

قصه ی سیب کمی طولانی است

آدم و حوا بود

و از آن روز جدایی رخ داد



اینم یه بداهه از من:
BlackYas

و تنها من نخندیدم
چون که رنج عشق را،همچون امروز شما
دردیر باز، خیلی تلخ، مزه کرده بودم من

تن من لرزید تاکه درچهره ی تو دلهره ها رادیدم
اولین بوسه او روی لبت،خیلی گرم ، خیلی خوب
                                                                   ولی
چشم در چشم پدر بود

بوسه ای نیمه تمام،نه به روی خاک بلکه در اوج زمان،در لحظه
                                                                                  رها ماند
و تو رفتی و هنوز
دل من گیر است از دست خودم
                                                                        واز دست خدا
و مدام این فکر ، میدهد ازارم
که من این خاک غریب و سرد
                                         چرا


جرأت رویاندن یک سیب ندارم دیگر

مرحوم فروید

سلام

خیلی سوت و کوره این جا، این روزا،کجایین شما پس!

این تست معروفه فرویده که خالی از لطف نیس خودتونو باهاش محک بزنین،اول جواب بده بعد برو ادامه مطلب جوابشو ببین!


فرض کنید 5 رویداد زیر همزمان براتون پیش بیاد به ترتیب کدوما رو انجام میدین :

1- بچه گریه میکنه

2- تلفن زنگ میزنه

3- شیر اب بازه وداره سر میره

4- در میزنن

5- لباسا رو بنده و بارون میگیره

                                               نظر هم فراموش نشه

ادامه نوشته

تقویم اموزشی 93-92

http://education.tabrizu.ac.ir/Files/nimsal-aval92-93.doc





بگذار منتظر بمانند..


می دانی؟

یک وقت هایی باید

روی یک تکه کاغذ بنویسی

تـعطیــل است!

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال ســوت بزنی

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی:

بگذار منتـظـر بمانند !

حسین پناهی

جوابیه ی سیب دندان زده

اینم جوابیه من اميدوارم خوشتون بياد

  مهدی

درخت سیب

شاید هر کس به سهم خود مقصر باشد

آنچه بیشتر مرا می دهد آزار ، عذاب وجدان است

در دلم سیلی از اندوه ، در جریان است

که چرا هیچ کسی مرا مقصر نشمرد؟

وفتی آن پسرک سیب را از شاخه ی من کند و ربود!

وقتی دخترک سیب دندان زده را بر روی خاک گذاشت   

صد مرتبه گفتم ای خدا...

کاشکی این شاخه ی من سیب نداشت!!!

روز های هفته