اطلاعیه...!!!!
کلاس اقتصاد گردشگری روز دوشنبه 1مهر برگزار نمیشه.
استاد تشریف بردن کانادا.
کلاس اقتصاد گردشگری روز دوشنبه 1مهر برگزار نمیشه.
استاد تشریف بردن کانادا.

تازه میفهمم موفق باشید استاد آخر برگه امتحانی جواب همون
خسته نباشید هاییه که وسط درس دادنش میگفتیم
چهارتا از مهم ترین دست آوردهای دانشگاه:
- اس ام اس دادن بدون نگاه کردن به موبایل …
- خوابیدن در حالت نگاه کردن به کتاب …
- کار گروهی در هنگام امتحان …
- حرف زدن بدون تکون خوردن لب
بوی شوم امتحان آیدهمی
یاد صفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم
دل به امید تقلب بسته ایم
ما برای کسب مدرک آمدیم
نی برای درک مطلب آمدیم
دقت کردین ما دانشجوهای واقعی وقتی چیزی نمیفهمیم از بغل دستی میپرسیم "تو چیزی میفهمی" ؛ اونم میگه نه و ما به خود می بالیم !




*تو یه روز سرد پیجامه گرمت رو میپوشی و میپری تو تختت
بالشت رو درست میکنی و پتو رو میکشی رو خودت
خودت رو اینور و اونور میکنی یکمم خودت رو میکشی
حسابی که گرم شدی چشماتو میبندی که بخوابی....
یه دفعه میبینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش کنی!
*اشپزی سخته ولی میتونین با خلاقیت های کوچیک این کارو به لذت تبدیل کنین
مثلا من دیروز ماست و خیارو بدون خیار درست کردم خیلی هم خوب شد!
*دوستم منتظره کارای ویزاش درست بشه بعد از تابستون بره اروپا دنبال ایندش
منم منتظرم pes 2014 بیاد ببینم با محمد نصرتی میشه توپو از رونالدو گرفت یا نه!
عید همتون مبارک.
|
بزرگداشت استاد شعر و ادب ایران، شهریار گرامی باد

شهریار در سال 1285 خورشیدی در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را -به علت شیوع بیماری در شهر- در روستاهای قایش قورشاق و خشگناب بستانآباد سپری نمود. پدرش حاج میرآقا بهجت تبریزی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد.
حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری بهعلت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در اداره ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او بهسال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.
در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را میسراید. گفته میشود که منظومه حیدربابا به ۹۰ درصد از زبانهای جهان ترجمه و منتشر شدهاست. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمیگذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود بهنام «عزیزه عبدالخالقی» ازدواج میکند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- میشود.
وی در روزهای آخر عمر بهدلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون گشت.
اینم یه دونه از بهتریناش
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم
ادامه مطلب چندتا از بهترینای دیگه اش
رستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من وتو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ
ازآغاز چنین در هم وبر هم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز
جای میلاد اقاقی ها راپرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من وتو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق٫ روی دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من وتو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد
با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم
من وتو اما در میدانها
اینک اندازه ما میخوانیم
ما به اندازه ما می بینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندازه ما می روییم
من وتو کم نه
که باید شب بیرحم و
گل مریم و
بیداری شبنم باشیم!
من وتو خم نه
و در هم نه
و کم هم نه
که می باید با هم باشیم!
من و تو حق داریم
در شب این جنبش
نبض آدم باشیم
من وتو حق داریم
که به اندازه ما هم شده
با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست..
امیدوارم بتونم پست های جالب واستون بذارم.
ارادت
...سلامتی امام رضا که هرکس و ناکس دوسش داره...
تولت مبارک رضا جون

والا خیلی دلم واسه مشهد تنگ شده،میدونم شمام دلتون تنگ شده!
دلم میخواد برم شب دوباره بچرخم تو صحناش اخرشم بشینم یه گوشه تنهای تنهای تنها یه سیگاربزنم...هی...
توادامه مطلبم شعر بچه محله امام رضا از قاسم رفیعا رو گذاشتم با لهجه مهشدی بخونید لطفا!
خواستم بگم بمناسبت زادروز امام رضا یه برنامه هست که مجریش احسان علیخانی هست اگه خواستین برین،نخواستینم نرین.
دوشنبه ،25 شهریور مصلی امام خمینی تبریز بعد از نماز مغرب و عشا یعنی حدودای 8شب به بعد!
همین
امروز خیلی حالم گرفته بود،شاید بگید چرا؟
ولی اینقدر امروز مشکل برای من پیش اومده که نمیدونم کدومشو بگم.
آخه یه بنده خدایی میگفت هر وقت حالت گرفته بود سعی کن با بقیه اونو در میون بزاری تا شاید حالت بهتر شد.
دلم برای تبریز تنگ شده ولی بعضی از این تبریزیا حال آدمو میگیرن.حالا بماند کی و چه طور.
راستی یکی از دوستانمون انتقالی گرفته رفته دانشگاه علامه(ثمین دزفولی) براش آرزوی موفقیت میکنم.ایشاا... هرجا هست موفق باشه.
راستی خواهشا از هفته ی بعد بیاید سر کلاس.قابل توجه بعضی دوستان که عشق کلاس و دانشگاه رو دارن،
ایشاا... اگر عمری باقی موند هفته ی آینده میبینمتون.
همتونو به خدا میسپارم.اگه دوست داشتید مارو هم دعا کنید.
به امید دیدار.